صدراصدرا، تا این لحظه: 17 سال و 4 ماه و 10 روز سن داره

مسافر کوچولو

ماجراهای مهد

صدرا و باباش در لابی مهد کودک دارن به کار رنگ آمیزی بچه های کلاس نوپا نگاه می کنن. بابا دنبال برگه صدرا می گرده. صدرا یه برگه رو نشون می ده و می گه: این نقاشی صبا گودرزیه (دقت می کنه که گودرزی رو درست هجی کنه). بین اون همه برگه یک شکل که فقط قرار بوده بچه ها رنگ آمیزیش کنن، یا شانسی گفتی که این برگه مال کیه یا این که موقع کار کنار همدیگه بودید و کارش رو خوب دیدی و یادت مونده. الله اعلم ازت پرسیدم، صدرا تو با صبا دوستی؟ گفتی: بابا (یه لحظه مکث) من دوست آنوشا ام.   بالاخره رنگ آمیزی خودت رو هم پیدا کردم. نسبت به بچه های دیگه تعریفی نداشت. باید روی نقاشی و کار با رنگ ها بیشتر باهات کار کنیم. (توضیح: مجموعه آثار نقاشی، رنگ آمیزی و...
14 آبان 1390

بدون عنوان

(به نقل از مربی صدرا) دوست صدرا در مهد: صدرا بیا بازی کنیم   !صدرا بر می گرده طرف دوستش: به من نگید صدرا. جوابتونو نمی دم. اسم من صدرا جونه. البته ما به صدرا توضیح دادیم که توی خونه حتما اسمش صدرا جونه ولی توی مهد و جاهای دیگه ممکنه فقط صدرا صداش کنن و هیچ اشکالی نداره و جواب دوستاش رو هم باید بده.   ...
14 آبان 1390

شبیه سازی

تازگی ها یکی از سرگرمی هات اینه که توی ماشین یا خیابون ماشین ها رو نگاه می کنی و ماشین هایی رو که همرنگ و هم مدل ماشین خودمون هستند رو شناسایی می کنی و بعد هم گزارش می کنی: مامان/بابا اون ماشین شبیه ماشین ماست. دیروز هم این کار رو کردی ولی گزارشت کامل تر بود: بابا اون ماشین شبیه ماشین ماست اما اون ماشین (اشاره به یه ماشین دیگه) شبیه ماشین ما نیست. ...
3 آبان 1390

سری اعداد اول

بابا: صدرا بابا رو چقدر دوست داری؟ صدرا: سه تا بابا: صدرا مامان رو چقدر دوست داری؟ صدرا: پنج تا بابا: مامان و بابا رو با هم چقدر دوست داری؟ صدرا: هفت تا    توضیح غیر ضروری: اعداد اول در ریاضیات اعدادی هستند که تنها بر خودشان و یک قابل تقسیم هستند. 
3 آبان 1390
1